حسين قرچانلو
303
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مهدى و فرزندش ابو القاسم به شهر رقّاده وارد شدند . « 1 » به نوشتهء ابن خلدون : ابو عبد الله شيعى در رجب 296 ق / 908 - 909 م به رقّاده وارد شد و در قصرهاى آن مكان گرفت و خانههايش را ميان كتاميان تقسيم كرد و نداى امان در داد تا مردم به شهر بازگشتند . . . و در ربيع الآخر 296 ق / 908 - 909 م با مهدى تجديد بيعت كرد . « 2 » ابن حوقل در نيمهء قرن چهارم هجرى مىنويسد : عبيد الله مهدى در 308 ق از رقّاده قيروان به مهديه نقل مكان كرد . رقّاده در دو ميلى قيروان قرار داشت و پيش بندرى براى آن شهر بود . بازرگانى آن ، بسيار و ساختمانهايش بلند بود . باروى شهر از سنگ ساخته شده بود و دو دروازهء آهنين داشت كه مانند آن در روى زمين ديده و شنيده نشده بود . رقّاده كاخها و خانههاى پاكيزه و گرمابههاى نيكو و دكانهاى پرنعمت و ميوهجات و غلات فراوان داشت . « 3 » بكرى در قرن پنجم هجرى در وصف رقّاده مىنويسد : شهرى است در افريقيه كه با قيروان چهار روز راه فاصله دارد و محيط آن بيست و چهار هزار ذراع است . باغهاى بسيار دارد و معتدلترين و خنكترين منطقهء افريقيه است . مىگويند كسى كه به آن شهر وارد مىشود پيوسته شادان است . گفتهاند كه يكى از ملوك بنى اغلب دچار بىخوابى شد ؛ اسحاق پزشك معروف به اطريفل اسحق تجويز كرد كه ملك به رقّاده رود و تجويز وى كارگر افتاد . بنابراين ، آنجا را رقّاده ناميدند و تفريحگاه شاهان كردند و در آن بناها و خانهها ساختند . مشهور است كه ابراهيم بن احمد اغلبى در آنجا كاخى بنا كرد و از كاخ قديم ( كه در عباسيه بود ) به آنجا نقل مكان كرد و در آنجا ، جامع و بازارى بزرگ و گرمابهها و مسافرخانهها ساخت . پس از رفتن عبيد الله به مهديه ، وضع رقّاده پريشان شد و مردم از آنجا كوچ كردند و شهر رو به خرابى نهاد « 4 » تا اينكه سرانجام ، معد بن اسماعيل يا المعز لدين الله فاطمى بر آن شهر مستولى گرديد و آثار برجا ماندهء آن را ويران كرد و تنها باغهاى آنجا را برجا گذاشت . « 5 » ادريسى در قرن ششم هجرى ضمن تأييد گفتههاى
--> ( 1 ) . همان ؛ ج 1 ، ص 158 . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 2 ، ص 566 - 567 و ج 3 ، ص 49 . ( 3 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 73 . ( 4 ) . احتمال مىرود ويرانى رقّاده بر اثر حملهء ابو يزيد خارجى بوده باشد . ( 5 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 27 و معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 55 .